ترانهء عشق
اگر که عشق نباشد
حیات میمیرد
و زندگی همه از رنگ و سوز
میافتد
اگر که عشق نباشد
غروب نومیدی
وجود باغچه را
سرد و بی نفس سازد
شگوفه یی
به بر شاخه ها نمی روید
نهال تازه یی هرگزبقا نمی یابد
اگر که عشق نباشد
دگر نخواهد بود
هر آنچه پاک و مقدس بود بروی زمین
مرا صداقت و عشق و امید
الهامیست
که شور و جاذبه یی میدهد کلاممرا
من از بهار محبت شگفته ام با عشق
و از محبت پاکی ترانه خواهم گفت
+نوشته شده در شنبه هشتم دی 1386ساعت10:14توسط فرشته ضیایی |


